مرتضى مطهرى

460

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

بگيريم . ايمان كه قراردادى نيست . ايمان يعنى وسيله‌اى كه بتواند روح ما را بكِشد و جذب كند يعنى بتواند بر سرّ ضمير ما حكومت كند . شرط اولش اين است كه لااقل يك كتاب آسمانى روشنى موجود باشد كه حداقل انسان اطمينان داشته باشد كه اين كتاب از صاحب خودش است . به قول آقاى [ محمّد تقى ] شريعتى اگر ما وحى قرآن و نبوت خاتم را از دنيا بگيريم اصلًا نبوتِ قابل اثباتى نيست . اگر بناست بشر به يك كتاب آسمانى ايمان داشته باشد يعنى اگر يك كتاب آسمانى وجود داشته باشد كه يك آدم بىتعصب بتواند روى آن لااقل فكر بكند قرآن است . هر كتاب ديگرى را شما نگاه مىكنيد مىبينيد اولين شرطش معدوم است ، انتسابش به صاحبش اصلًا معلوم نيست . انجيل ، تورات و اوِستا اين‌جور است ، آثارى كه به پيامبران آريايى - به قول دكتر شريعتى - نسبت داده‌اند اين گونه است . تنها كتابى در دنيا كه به‌طور قطع و يقين - از آن آفتاب و از اين چراغ روشنتر - مىشود گفت از همان آورنده‌اش است قرآن است . ريشهء رويگردانى از دين در اعصار اخير مسئلهء مهمتر در اينجا اين است : ما بايد يك سيرى و يك مطالعهء اجمالى بكنيم راجع به اينكه اين سرخوردگى كه بشر نسبت به دين به‌طور كلى در اعصار اخير پيدا كرد ناشى از چيست ؟ بدون شك يك نوع رويگردانى در بشرِ سه چهار قرن پيش تا امروز نسبت به دين به‌طور كلى وجود داشته و خود دنياى اسلام هم كم و بيش دچار چنين بحرانى هست . ريشهء قضيه چيست ؟ گاهى بعضى سؤال مىكنند كه شما مىگوييد دين به‌طور كلى فطرى بشر است ، اگر فطرى بشر است پس چرا گروه زيادى از مردم از دين صرف نظر كرده‌اند ؟ از امر فطرى كه نمىشود صرف نظر كرد . ايندو را با همديگر جواب عرض مىكنم . بشر داراى غرايز مختلف است ، داراى نيازها و احتياجات مختلف است و تمام اين احتياجها و نيازها از طبيعت و فطرتش سرچشمه مىگيرد . اگر شما همهء اين نيازهاى فردى و اجتماعى بشر را هماهنگ با يكديگر اشباع كنيد ، بشر دنبال تمام امور فطرى خودش مىرود . ولى گاهى ميان غريزه‌هاى مختلف ، ميان نيازهاى مختلف جنگ انداخته مىشود . فرض كنيد يكى از نيازهاى طبيعى بشر نياز جنسى است . يكى هم نياز روحى و باطنى است . شما اگر اين دو نياز را در حد خود اشباع و